این جمله نفرین شده: از فردا شروع می‌کنم

تیتر این مطلب بارها به زندگی من صدمه زده‌است. مثال‌ها به قدری زیاد هستند که اگر فقط بزرگ‌ترهایشان را نام ببرم، باز هم از حوصله نوشتن من خارج هست. برای همین فقط به ۲روز اخیر اشاره می‌کنم. پریروز به یزد رسیدم. زود اومدم چون استرس خوابگاه و دانشگاه را داشتم، وگرنه می‌تونستم هفته بعد هم بیایم. بعد آوردن تشک و چمدون از انبار و گرفتن اتاق، تا همین الان فقط فرندز دیدم و lol زدم. با وجود اینکه کلی کار دیگه داشتم و دارم اما هر دفعه ته ذهنم با خودم می‌گفتم که فردا هم دیر نیست. از فردا هم می‌شود شروع کرد. شاید حق با من بوده باشد اما این تفکر هم از همین ضعف استفاده می‌کند. واقعا چند روز اول، فردایشان دیر نیست اما بعد از مدتی این تفکر در ذهن ثابت‌تر و قوی‌تر می‌شود به حدی که وقتی واقعا فردا دیر باشد، هم نمی‌تونی با آن مقابله کنی. پدیده ناآشنایی نیست و به احتمال خیلی خوبی، بسیاری از آدم‌ها و الگوریتم‌های هوش مصنوعی الان باهاش درگیر هستند و قبل از اینکه متوجه بشوند، در این بازی شکست می‌خورند و جواب بهینه که هیچ، اصالا راه حلی پیدا نمی‌کنند.

در این مورد نوشته زیاد هست و اگر روراست باشم، حس می‌کنم نوشتن در این مورد هم می‌تواند تبدیل به راه فراری باشد برای شروع کردن کارها از فردا. همان شوخی‌های که همه می‌دانیم و درک می‌کنیم. از شنبه، از اول هفته، اول ماه و سال جدید. بهونه‌های زیاد و تکراری که می‌آوریم. حس می‌کنم ایده پشت همه این حرف‌ها همان هست که گفتم:

فردا دیر نیست. از فردا شروع کن

اگر بخواهم با این جمله مبارزه کنم، از الان باخته‌ام.چرا؟ چون درست است. اما شاید مدل ذهنی‌ای که از این جمله حمایت می‌کند اشتباه باشد. مدل ذهنی که در آن شروع کردن ارزش بیشتری تا ادامه دادن دارد. در این مدل ذهنی، شروع کردن مهم‌تر از ادامه دادن هست و کارهای مهم را باید برای فردا گذاشت که انرژی بیشتری داریم. شاید برای همین هست که جمع تعداد کارهایی که من و همه کسانی که این نوشته را می‌خوانند از تعداد کارهایی که یکی از ما شروع کرده‌است کمتر باشد. شاید اگر درک کنیم ارزش کارها به ادامه دادن و به پایان رساندشان هست، تا این حد تحت تاثیر آسیب این جمله نباشیم.

مدتی هست که ملاک ساده‌ای برای سنجیدن خوب یا بد بودن تصمیم‌هایم پیدا کرده‌ام. اگر تصمیمی بگیرم و نتوانم در حد چند قدم کوچک و ساده، آن را امروز شروع کنم، این تصمیم اگر فراموش نشود، بهترین سرنوشتش، شکست خوردن هست.