سردرگمی تا تصمیم به برنامه ریختن

مدت هاست که می خوام بیام و اینجا بنویسم. قرار گذاشتم ماهی یکبارهم شده، نوشته ای به هر بهانه ای بنویسم. این ماه بهونه بود اما من ننوشتم. چرا؟ الان یادم نمیاد، اما حتما گشادی یکی از دلایل اصلیش بوده. از جمعس که سرما خوردم اونم درست وقتی که یک اتفاق جالب افتاده و باعث شده نتونم لذت کامل رو ببرم!. سرماخوردگی اونم وقتی که هنوز زمستون شروع نشده؟ این شانسه ؟ از چی می نالم……

چه جالب گفتم: “می نالم”. من فکر می کردم که نالیدن هیچ وقتی، هیچ فایده نداره؛ اما من در پاراگراف بالا به طور کامل نالیده ام. اصلا من این نوشته رو شروع کردم که بنالم، از زندگی، از کار، از شانس، از سرماخوردگی، از اتفاق جالب، از همه چی و همه جا و همه کس …… . اما چه فایده؟ این نالیدن چه کمکی می تونه به من بکنه ؟ هیچی یا شاید بد نباشه تست کنم ؟ شاید خوب بود؟

اما من مطمعنم که هیچ فایده نداره، مطعنم چون تاحالا هم خودم نالیدم و نتیجه ای نداشته، هم آدم های زیادی رو موقع نالیدن دیدم و فایده ای براشون نداشته. پس اگه نخوام بنالم، چی کار کنم؟

سختی زندگی شاید همینجاست، انتخاب بین نالیدن و …… . نالیدن و چی؟ قدم قدم تا صعود به قله های پیشرفت؟ همت کردن برای تغییر دادن زندگی ؟ یک شبه دنیا رو گرفتن ؟ چی ؟ ….. .

اصلا چی می شه که ما می نالیم؟ به نظرم وقتی نالیدن شروع می شه که کنترل چیزی رو از دست می دیم. اون چیز می تونه زندگی، ماشین، نور، دوربین که گم شده، سی پیو کامپیوتر، کامنتی که جواب داده نمیشه، ذهنی که همیشه خیال بافه و هزاران هزار مثال دیگه. من می نالم، ما می نالیم و این کاریه که شدیدا آسونه و اتفاقن مرهم زودگذر بسیار خوبی هم هست.

حین فکر هام یاد مشکل کمبود آب می افتم که این روز ها همه جا ازش صحبت می شه. چند جا خوندم که راه حلش صرفه جویی کوتاه مدت نیست، باید از ۱۰ سال پیش براش برنامه می ریختند. شاید اگه منم برنامه ریزی کنم کمتر به کمبود های مختلف بخورم.

تا به حال تویه برنامه ریزی های مختلفی شکست خوردم:) . اما مدتیه یه ایده خوب برای برنامه ریختن دارم. الان ۳ دقیقه به دوشنبه مونده و سعی کنم به صورت امتحانی برنامه رو بریزم و تا آخر هفته اجراش کنم ؟ کی داند ؟ شاید شد؟

مخصوصا که تاحالا تو این بلاگ نگفتم که می خوام برنامه بریزم و ۲ روز بعدش بیام بگم نشد :).

امیدوارم این دفعه بهش پایبند باشم هرچند تا اینجا تفاوتی با دفعه های قبل ندیدم.

من انتخواب کردم که به جای نالیدن تکراری، اینبار برنامه بریزم.

امید داریم

🙂

 

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *