شده به غلط کردن بیفتین که چرا یه کار رو کردین ؟

شده کاری رو انجام بدین که نمی خواستین؟ یا اونجا جاش نبوده که اون کار رو انجام بدین؟  یا اصن نباس انجامش می دادین؟ خلاصه شده به غلط کردن بیفتین که چرا یه کار رو کردین ؟

الان ساعت ۷ هست و من توی پارک نشستم. اومدم پارک تا راحت تر مدار-منطقی- بخونم، کلا تو فضای آزاد- جایی که هوای زنده جریان داره- راحت تر می تونم فکر کنم. اما چرا اومدم اینجا؟ وقتی سرم درد می کنه هوا زنده باعث می شه سردردم کمتر بشه و راحت تر فکر کنم. فردا امتحان مدار دارم، میانترم رو خراب کردم، TA هم از ۵ شدم ۱.۸۶، پس تنها امیدم به پایانترم هست. چرا نمرش برام مهمه؟ چون این و جاوا تنها درس های این ترمم هستند که می تونم بالا بشم تا معدلم به بالای ۱۴ برسه- ریاضی که ۵ می شم نهایتا وفیزیک هم ۱۲-۱۳ بده مارو مدیون خودش می کنه و این ترم عمومی هم ندارم(حماقت محض)- . چرا معدل بالای ۱۴ می خوام؟ چون بهم انتقالی بدن و نخواد به یزد برگردم. با تمام این اوصاف هیچ کار عاقلانه ای نیست که قبل امتحان مدار کاری- اینکه این کار مجهول چی هست و من چرا ازش اسم نمی برم جای توضیح نداره و دونستنش هم هیچ تاثیری در درک ادامه نوشته نداره- بکنم که سردرد بشم و نتونم بخونم. اما من کردم.

یه همچین سناریویی بارها و بارها برای من پیش اومده و در تمامی دفعات من حالت غلط کردن=پشیمانی الانم رو داشتم. اگه ندونی کاری که داری انجام میدی بعدش همچین نتیجه ای داره، پشیمونی بعدش هیچ ایرادی نداره اما اگه تکرار بشه اونوقت باید یه نگاه اساسی به این مشکل بشه. من می دونستم که فرداش سردرد می شم، می دونستم که به نمره مدار احتیاج دارم اما چرا باز انجامش دادم؟

نمی دونم! یعنی مطمعن نیستم.

بیشتر که فکر می کنم به این می رسم شاید به خاطر نداشتن احساس مسئولیت هست، من به کاری که ازم خواستن و خیلی چیز های دیگه احساس مسئولیت می کنم و این باعث شده مهمش یادم بره!خودم. من اگه دیشب احساس مسئولیت می کردم امروز این حال و احوال رو نداشتم. آره من نسبت به آینده مسئولم. من نسبت به احساسی که دارم مسئولم، تصمیم هایی که می گریم، کار هایی که از روی تنبلی انجام نمی دم، حرف هایی که می زنم و همه چیز! چه مسئولیت بزرگی :|. اما این ایده آل ماجراست، هیچ وقت همه چیز ایده آل نیست. اگه همه همیشه هوش و حواسشون جمع بود، هیچ وقت هیچ کی از زیر بار مسئولیت شونه خالی نمی کرد. اینکه ما حق داریم انتخواب کنیم چه مسئولیت رو بپذیریم و چه مسئولیتی رو نپذیریم، درست! اما همیشه مسئولیت هایی هست که ما انتخوابشون نمی کنیم اما بر عهده ما گذاشته می شه و مطعنم کسی توی درستی جمله قبل شک نداره! همه ما نسبت به مصرف آب مسئولیت داریم و هیچ کی خودش اینو انتخواب نکرده.

خوب پس مشکل کجاست؟ همیشه برای ما مسئولیت مهمترین نیست؛ وقتی بت گفتن توی فلش آهنگ بریز فردا بیار و موقع خواب حال نداری فلشو بزاری یه جایی که فردا صبح چشمت بش بیفته که یادت نره، وقتی به دوستت گفتی پروژشو براش می زنی اما هروفت می خوای شروع کنی تنبلیت می شه و میزاری برا بعد و آخرش شرمندش می شی، وقتی موقع انتخواب واحد استادا رو به چپت می گیری و فقط بر اساس زمان انتخواب می کنی که با خوابت تداخل نداشته باشه(اینجور گشادی ام من!)، وقتی تو youtube ی و یادت می ره فردا امتحان مدار داری! دقیقا در همین زمان هاست که مسئولیت هام یادم میره و همه چی رو فدای اون لذته می کنیم!(گشادی قبل خواب، گشادی حین دوتا زدن، گشادی رفتن به دانشگاه(باید به فکر این مشکل گشادی هم بود) و ….) و بعد از اینکه این انتخواب رو کردیم به غلط کردن می افتیم!

این همه گفتم که بگم و یادم بمونه دفعه بعد احساس مسئولیت بیشتری بکنم که اینطوری به غلط کردن نیفتم

2 دیدگاه برای “شده به غلط کردن بیفتین که چرا یه کار رو کردین ؟”

  1. آقا حرف دلم رو زدی … این مشکلاتو منم دارم… البته یکم شدیدتر ….من دو ترم دیگه کارشناسی برق رو میگیرم … هر ترم با خودم قول میدم که بخونم ولی همش میمونه شب امتحان .. تازه شب امتحانم که هیچوقت حال درس خوندن ندارم و ادامشم خودت میدونی… حتی کلاسهای دانشگاه رو هم شرکت نمیکنم و کلا واسه هر درس شاید حداکثر سه چهار جلسه کلاس برم 🙂
    خودم موندم چجوری تا اینجا رسیدم 🙂
    در هر صورت ما که درست بشو نیستیم
    از پستهای خوبتم ممنون

    1. این معضل شبه امتحانم که از وقتی یادمه با منه! پدیده آشناییه 🙂
      منم موندم شما چطوری تا اینجا رسیدین :).
      منم فکر می کنم درست بشو نباشم.
      هدفم از این وبلاگ شاید اینه که اثبات کنم این درست نیست!
      خواهش می کنم:)

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *